النسفي (مترجم: مجهول)

مقدمه و پيشگفتار 14

مدارك التنزيل وحقائق التأويل (تفسير النسفي) (تفسيرى نسفى) (فارسى)

سر انجام بر آن شدم كه عكسى از آن نسخه - با مناسب نبودن شرايط و نبودن وسائل - تهيّه كنم . بد نيست به اين نكته نيز اشاره كنم كه در نزديكىهاى چهار طبقهء شهر مشهد - كه در اين چند سال اخير بواسطهء خيابان‌كشى و توسعهء معابر خراب شده - مرد عكّاسى مغازه داشت كه براى اين نوع كارها از طرف آستانه دعوت مىشد تا از نسخه‌هائى كه لازم است « ميكروفيلمى » تهيّه كند ، فراموش نمىكنم كه وى با چه رنج و زحمتى از نسخهء ما عكس گرفت ، يادش بخير ! در آن روزگار در دبيرستان‌هاى مشهد دبير بودم بر آن شدم كه در دوره‌هاى فوق ليسانس و دكترى زبان و ادبيّات فارسى به تحصيلات خود ادامه دهم ، لذا به همين منظور كه در شهريور سال 1346 بود به تهران آمدم و ميكروفيلم را به بنياد فرهنگ ايران عرضه داشتم در آنجا نيز عكسى از آن تهيّه و نسخهء عكسى را در اختيار من گذاشتند . پس از آن در اثر جستجوى زياد دريافتم كه نسخه‌اى عكسى از اين تفسير كه مربوط به موزهء تركيه است در كتابخانهء مركزى موجود است ، البته نبايد فراموش كرد كه اين راهنمائى را استاد علّامه محمد تقى دانش‌پژوه انجام دادند و براى هميشه بر بنده منّت نهادند ، و من توفيق فراوان براى ايشان آرزو مىكنم . گرچه فهرست‌نويسان آستان قدس رضوى به حدس و گمان نوشته بودند « ممكن است تفسير نسفى باشد » ، امّا نسخهء كتابخانهء تركيه همهء ابهام‌ها را بر طرف كرد ، نام كتاب و نام مفسّر را به تفصيل و با القاب ، كاتب آن يادآورى كرده و چنين نوشته است : « الحمد للّه اعطانى التّوفيق و الشّكر للّه اذهب عنّا الحزن و التّفريق لإتمام هذا التفسير الشّريف من تصنيف مفتى الفريقين امام نجم الدّين النسفى رحم اللّه عليه رحمة واسعة على يد العبد المذنب المحتاج الى رحمة الملك الولىّ يار على التبريزى فى مدرسة الشّريعة الإخلاصيّة بالهراة . . فى تاريخ رابع ربيع الآخر سنة تسعين فثمانمائة الهجريّة النبويّة . . . » . اهميّت اين تفسير نثر اين كتاب : سبك و شيوهء نگارش آن از تمام هنرنمائىهاى گويندگى و سخن‌سرائى ، و از همهء محسّنات فصاحت و بلاغت برخوردار است . عباراتش موزون و آهنگين و داراى سجع‌هاى گوناگون و آرايش‌هاى لفظى و معنوى است ، كه بايد براى آن نثر ، نامى نو نهاد كه درخور شأن و سزاوار آن باشد . همه مىدانيم كه قرآن كريم خود سبكى دارد بسيار زيبا و بديع ، كه نه مىتوان گفت شعر است و نه هم مىشود در نثر نظير آن را پيدا كرد . « 1 »

--> ( 1 ) - نامهء آستان قدس ، شماره دوّم ، دورهء هفتم ، وزن در اسلوب قرآن ، ص 47 ، مقالهء اين حقير .